Day 4
Writing challenge: Day 4: places you want to visit
- ۰ نظر
- ۱۲ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۱۱
Writing challenge: Day 4: places you want to visit
حقیقتش این حجم از روابط عاطفی با یک سگ یا گربه یا پرنده را درک نمی کنم. قصدم سرزنش نیست فقط نمی فهمم چطور یک پیوند عاطفی محکم با یک حیوان برقرار می کنند. نمی فهمم.
اگر خوراکی بودم، حتما یا مربای توت فرنگی می شدم یا آب نارنج و یا جلاتوی سافت شیری.
کلندر گوگل به من یادآوری می کند که ۹ کار انجام نشده تا فردا دارم و من هم دارم به خوبی در برابر انجامشان مقاومت می کنم. پرچم بالاست.
ورودی ایده آل: اتحاد ۹۸ ای ها، درس خوان بودن ۹۷ای ها، فعال بودن ۹۶ ای ها.
گیجم.
مثل لحظه ای که از خواب بیدار شدم و یکهو به مامان گفتم: مامان اون خانومه که نارنگی پوست می کَند بیماری لا علاج داره. و دوباره خوابیدم.
متعجبم.
مثل روزی که فهمیدم مامان همیشه در فسنجان ها، پوره کدو حلوایی می ریخته.
غمگینم.
مثل دایناسور پیری که بچه و نوه ای نداشت.
من وقتی می گویم «[قول می دهم با تو بمانم] تا آخر دنیا!» دروغ نمی گویم.