پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال ۱۰ سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

Dear diary

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۶:۰۱ ب.ظ

و مراسم کوچکی که برای یکی از بستگان نزدیک بود و امروز نمی شد نروم و مجبور بودم زیر دست خانم فرشته بنشینم تا چشم هایم را آرایش کند. و تمام مدت چشم هایم اشک زد و چسب مژه هایم را می شست و می برد، سایه هایم را پاک می کرد، خط چشمم را پخش می کرد. قطرات اشک روی صورتم خط می انداخت و کرم پودر را پاک می کرد.

من؟ در عین عذر خواهی از خانم فرشته بابت اشک هایی که به دلیل کم خوابی و لنز گذاشتن زیاد بود، به بارانی که بی وقفه می بارید فکر می کردم. به تو. 

  • ۹۹/۱۲/۲۲
  • سایه

نظرات (۲)

ولی خیلی خوشگل شده بودی

پاسخ:
دیگه شما بگی من می پذیرم *_*

اره والو :) خیلی زیبا شده بودی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">