پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

من اگر از [پسر] بزرگواری درباره اشتغال همسر بپرسم و بگوید: «من برام فرقی نمی کنه، هر کاری هر جایی میخواد باشه»، از روی صندلی ام بلند می شوم، چراغ اتاق را خاموش میکنم و به سمت در خانه راهنمایی اش می کنم.

*پی.اس: حالا ممکن است بعضی بگویند : «چیه؟ محدودیت و شرط و شروط میذاشت خوب بود؟»، باید عرض کنم که از نظر من هیچ مردی نسبت به اشتغال همسرش بی تفاوت نیست. مرد بی تفاوت، سیب زمینی ست. با احترام.

  • ۹۹/۱۰/۲۴
  • سایه

نظرات (۲)

نظام حقوقی ایران، زنانی مثل تو را می پرستد :) 

پاسخ:
قالَ وکیلُنا :))
  • سیمیا ‌‌‌‌‌
  • با حرفت مخالف نیستم. در واقع نظری درموردش ندارم. با فکرت مخالفم. با احترام.

    پاسخ:
    همین تفاوت هاست که زیباست. *جدی می گوید ولی سعی می کند کلیشه نگوید* :))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">