در محضر استاد چه آموختی مارکو؟
ما در روانشناسی، بیشتر به دنبال perceive شده ها هستیم! اینکه یک واقعیت چقدر ناراحت کننده است یک بحث است، اینکه من آن واقعیت را چقدر ناراحت کننده perceive می کنم بحث دیگری! اینکه من چقدر روی محیطم کنترل دارم یک بحث است، اینکه چقدر کنترل perceive می کنم بحث دیگری!
و درمانگر نمی تواند واقعیت بیرونی را عوض کند، ولی می تواند عینک شما را به جهان عوض کند، نوع perceiveتان را متفاوت کند. کار یک درمانگر همین است و به نظر من به غایت زیباست. حالا این بچه های دانشکده هرچقدر میخواهند فاز های فلسفی بگیرند، روی علم یا شبه علم بودن روانشناسی بحث کنند، توی گروه آسیب اجتماعی مخخخخخخ همه را بخورند و هزاران ساعت سر پراگماتیسم و فلان و بیسار بحث کنند. اینها به من هیچ ربطی ندارد تا وقتی می توانم تمرکزم را روی بخش های عملی رشته ام بگذارم! as you guys know، من از بحث های بی انتهای رشته ام واقعا فراری ام.
*بگویید چه کسی ۱۵ وویس اسیبش را تمام کرده و الان هم میخواهد برود سراغ پروژه مشترکش با سپیدار؟ بله. The girl who's writing here!
- ۹۹/۱۰/۱۹