پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

606

جمعه, ۱۹ دی ۱۳۹۹، ۰۹:۱۹ ق.ظ

دیگر کم کم دارم یک پشتیبان پیر می شوم و باید عرصه را بدهم به جوان های passionate ای مثل مونا و خیلی جدی بروم دنبال درمانگر شدنم.

  • ۹۹/۱۰/۱۹
  • سایه

نظرات (۲)

  • سیمیا ‌‌‌‌‌
  • کمی insecurity میل دارید؟!

    هرازگاهی وبلاگی رو می‌خونم که تا حد زیادی مطمئنم متعلق به این مونا خانمیه که این‌جا نوشتی :)) که اگرخودت ازش خبر نداری، مسلما قرار نیست منم اسم و آدرسشو بدم. این سینه صندوقچه‌ی اسراره و این صحبتا :)))))

    ولی اونم مثل تو پشتیبان متعهدیه :)) بهتون افتخار می‌کنم دخترا D:


    حالا دارم فکر می‌کنم نکنه جدی جدی من خیلی خیلی پلاسم تو وبلاگ‌ها؟ :| چون این مدل پیدا کردن آدما توی فیسبوک و اینستاگرام، با توجه به طراحی الگوریتم‌هاشون، اصلا عجیب نیست ولی توی وبلاگ‌هایی که لینکی به هم ندارن... :)))

    پاسخ:
    اگه همون مونا باشه، دانش آموز خودم بود الان همکارمه :}} و می‌دونم بلاگفا می نویسه :) هر دومون هم می دونیم که وبلاگ می نویسیم ولی همون insecurity که گفتی مانع میشه آدرس تبادل کنیم :)
    ----
    وای آقا نه :))) خیلی کوچیکه دنیای وبلاگ :))) ینی من از دوستای دبیرستانم تا دانش اموزام رو به طور ترسناکی شناسایی کردم :))
  • سیمیا ‌‌‌‌‌
  • آره همونه :)))

    خیییلی کوچیک! خودم بیشتر insecurity گرفتم الان؛ نه که تا حالا خیلی کم داشتم؟! :)))))

    پاسخ:
    واهای :]]] این دیگه خدایی خیلی عجیب بود :]]
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">