یادداشت های کماکان بی سر و ته یک معلم تازه کار.
1. کلاس امروز روانشناسیم را خیلی دوست داشتم. مشارکتشان خیلی خوب بود به حدی که نرسیدم کل طرح درسم را بگویم. شرط گذاشته ام که تعداد مشخصی از مثبت، نیم نمره به نمره امتحان ترمشان اضافه می کند، و بچه ها تعداد مشخصی از مثبت را خیلی دوست :) امروز میکروفون همه شان را باز گذاشته بودم که بتوانند هر موقع که خواستند حرف بزنند، وسط کلاس ناگهان صدای واق واق یک سگ کل فضای اسکای روم را پر کرد. و من در عین حال که سعی در کنترل کلاس داشتم، گرخیده بودم و تعجب کردم. میکروفونش را خاموش کردم و گفتم که هر وقت فضای کنارش آرام شد بگوید که دوباره اجازه ی میکروفون بدهم. انقدر در جمع بچه های فرهنگ بودم و انقدر با تعداد زیادی بچه ی فرهیخته و هم رنگ خودم سر و کله زدم که این چیز ها برایم دور از ذهن است. پس شد آنچه شد و بعد از کلاس دیدم در واتسپ پیام داده: "خانوم بابت صدای سگم مزرت میخوام". جوابش را دادم که اشکالی ندارد و دفعه ی بعد حتما شرایط را جوری فراهم کند که از این اتفاقات نیفتد و اگر "معذرت" می خواهد اشکالی ندارد ولی "مزرت"اش برایم پذیرفته نیست.
2. یک دانش آموز دارم که از همان دقیقه ی اولی که صدایش را در وویس شنیدم فهمیدم مشکل دارد. اول فکر کردم شاید به لحاظ ذهنی ست ولی با مشاور پایه که حرف زدم گفت نه مشکلش ذهنی نیست و به لحاظ یادگیری هم مشکلی ندارد. خیلی حرفش را باور نکردم ولی وقتی امروز برایش 3 تا! مثبت گذاشتم و فقط او بود که درست درسش را خوانده بود و فقط او بود که کاملا حواسش به تک تک کلمات من بود، باورم شد. نمی دانم مشکلش چیست احتمالا جسمی ولی از همه ی بچه های دیگرم بهتر بوده است. حداقل تا الان!
3. قبل تر ها - خیلی قبل تر ها - فکر می کردم که من اگر معلم شوم، حتما خیلی سختگیر و عنق خواهم بود. از آنهایی که وقتی می آیند سر کلاس چهارستون بدن بچه ها بلرزد. سال اولی که پشتیبان بودم هم همینطوری فکر می کردم. ولی امسال، دیدم چقدر دوست شدن با بچه ها بیشتر مدل من است و هرچقدر که با بچه ها دوست ترم، حرف گوش کن ترند و من هم با انگیزه تر. تصمیم گرفتم آن مدل صرفا مقتدر را از ذهنم بیندازم بیرون و مدل خودم باشم. نه مدل سیما و نه مدل سبا و نه مدل نفیسه و نه مدل زهرا. مدل خودم! البته در این که من پشتیبان بودن را از سیما یادگرفته ام شکی نیست. مدل برنام هایم و حرف هایم و پیگیری هایم و دعوا کردن هایم و تشویق هایم همه شبیه به سیماست ولی خب، من منم. با روش و شیوه ی پشتیبانی خودم.
- ۹۹/۰۵/۱۴