پس لرزه
جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۰۲ ق.ظ
این نوشته حاصل زدن دکمه ی انصراف از انتشار یک پست نسبتا طولانی ست. و به نوعی یک پس لرزه محسوب می شود. آمدم از احوالاتم بنویسم، اما دیدم که چقدر بزرگ تر شده ام و می توانم با همه ی آن حس های عمیق ته قلبم زندگی کنم و روزمرگی هایم را داشته باشم. پس چرا همشان بزنم و بنویسم؟ با ننوشتنشان هم می توانم زندگی کنم و زنده بمانم! اینجا پناهگاه من است و من برای کسی جز خودم نمی نویسم، اما زدن دکمه ی انصراف از منتشر کردن آن پست مذکور، نشان می دهد که جنبه های درون گراییم بیشتر از همیشه فعال شده اند. آدم ها فکر می کنند درونگرایی به معنای خجالتی بودن و حرف نزدن است. اما من نه خجالت می کشم و نه سرخ و سفید می شوم، عین آدم های دیگر زندگیم را می کنم با این تفاوت که کسی نمی داند چه بر من می گذرد - خوب یا بد. و وبلاگ از معدود دریچه های ورود به دنیای نیمه درونگرا هاست. نمی دانم چه می گفتم که به اینجا رسیدم، ولی خب.. از آن جایی که هنوز یاد نگرفته ام به طور کامل نوشتنم را خفه کنم و فقط توانستم موضوع را عوض کنم، این پست را به عنوان یک پس لرزه در نظر بگیرید. حتی به عنوان لرزه ای کوچک که از آمدن زلزله اصلی جلوگیری کرده است.
پی.اس: چه پست زشت و بیخودی.
- ۹۹/۰۵/۱۰