پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

.

جمعه, ۳ مرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۵۹ ق.ظ
در انزوای نداری، امید بر چه ببندم؟
زمین بی ثمرم را؟ دعای بی اثرم را؟

پی.اس: می‌دانم که این شعر را اولین بار نیست که پست می کنم. ولی حکایت خیلی شعر ها و جمله ها، حکایت یکبار و یک روز و یک دفعه نیست. حکایت تکرار است و حکایت آن تکرار را زندگی کردن. مثل اینکه من بار ها و حقیقتا بار ها پست کرده ام: «تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟...» یا هزاران دفعه نوشته ام: «نخست دیر زمانی در او نگریستم، چندان که چون نظر از وی باز گرفتم...» اما با هر بار نوشتن، تجربه ای جدید را می زیستم و حسی را دوباره تجربه می کردم. تکراری نوشتن لزوما هم بد نیست، اگر تجربه های تکراری را چند باره زندگی کنی ...
  • ۹۹/۰۵/۰۳
  • سایه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">