پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

قریب

دوشنبه, ۸ آذر ۱۴۰۰، ۰۲:۴۵ ب.ظ
کادر مدرسه همه مشکی پوشیده اند. به این فکر کردم که چقدر خوب شد صبح بین مانتوی آبی روشن و سرمه ای، سرمه‌ای را انتخاب کردم. عکس ریحانه توی لابی در یک قاب سفید گذاشته شده. من هیچ ارتباط نزدیکی با او نداشتم. حتی همدیگر را در اینستاگرام هم فالو نکرده بودیم، با این وجود درگذشتش برایم بسیار سنگین و دردناک است. یک گروه برای ختم قرآنش زده اند. امیدوارم حالش در آن دنیا خوب خوب باشد. واقعا ما چه می‌فهمیم وقتی می‌گویند مرگ نزدیک است؟
  • ۰۰/۰۹/۰۸
  • سایه

نظرات (۱)

ارزوی من /:

 

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">