پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

غرغرهای یک پشتیبان سرمایی

دوشنبه, ۳ آبان ۱۴۰۰، ۱۰:۴۵ ق.ظ
به خانم آل می‌گویم بچه ها گفته‌اند کلاس خیلی سرد است، بخاطر کرونا همه‌ی پنجره ها هم که باز است، می‌ترسم سرما بخورند! همکارم هم حرفم را تایید می‌کند. واقعا هم هوای مدرسه سرد است و آدم یخ می‌زند. در جواب حرف هایم خیلی جدی می‌گوید که ما - یعنی من و پشتیبان ها و بچه‌ها - به خماری عادت کرده‌ایم و الان هوا خیلی هم خوب و مطبوع است و اگر شوفاژ ها را روشن کنیم همه سر کلاس می‌خوابند و بچه‌ها خیلی غلط کرده‌اند که درخواست روشن کردن شوفاژ داشته‌اند!
درست است که گرمای زیاد آدم را کمی خواب‌آلود می‌کند اما فکر نمی‌کنم بچه‌های مردم را اینطور اذیت کردن هم روا باشد! دیگر تامین دمای مطبوع کلاس از کوچک ترین کارهایی ست که یک مدرسه که n میلیون تومان شهریه می‌گیرد، می‌تواند برای بچه‌هایش انجام دهد. حالا اگر کادر مدرسه گرمایی هستند، دلیل نمی‌شود بچه‌ها یخ بزنند! راستش یکی از مشکلاتم با این مدرسه همین است. این حالت تدافعی سخخخت که در قبال درخواست‌های بچه‌ها دارند و محبت و دلسوزی کم نسبت به آنها، هم فضای مدرسه را متشنج می‌کند هم بچه‌ها متوجه این مسئله می‌شوند. دمای کلاس یک مسئله کوچک بود که شاید به صورت مجزا خیلی مسئله حادی نباشد اما من در سه سال دانش آموزی و چهار سال کار کردنم در اینجا کم از این موارد ندیده‌ام. یکبار سال سوم دبیرستان، یکی از بچه‌های کلاسمان را سه زنگ کامل در یک تنها نگه داشتند و نگذاشتند که سر کلاس درس بیاید فقط بخاطر اینکه بدون هماهنگی به مناسب تولدش شیرینی آورده بود مدرسه!! این کار را کردند که مثلا زهر چشم بگیرند ولی به چه قیمتی؟ از بعد این دوست طفلکم هم بچه ها بدون مشکل و بدون هماهنگی شیرینی می‌آورند و ما خیلی هم خوشحال می‌شویم، ولی این تصمیمات یهویی و عجیب و قدرت طلبانه، باعث می‌شود حس کنم بعضی آدم‌ها بچه‌ها را به اندازه‌ی کافی دوست ندارند. کمی انعطاف پذیری در برابر قوانین عهد دقیانوس مدرسه کار شاقی نیست، نیازمند نیروی جوان و پرانرژی و فعال است که بتواند ارتباط بهتری با بچه‌ها بگیرد. چیزی که مدرسه در مقابل جذبش مقاومت می‌کند :)) و اگر هم جذب کند بعد چند سال فراری‌اش می‌دهد :)) این چنین است که من بعد از خانم آل، قدیمی ترین کادر پیش دانشگاهی هستم :) همه از بعد من آمده‌اند :) زیبا نیست؟
  • ۰۰/۰۸/۰۳
  • سایه

نظرات (۶)

ما مدرسه سردی داشتیم

نه به خاطر اینکه کادر نمیذاشتن

به خاطر اینکه  شوفاژا خراب بود /:

و ما یخ زنان مینشستیم

تازه کولر هم ناموجود بود ... و تو فصل گرما میپختیم /:

 

فقط نمیدونم چرا شهریه 3-4 میلیونی میگرفتن /: ( نسبت به ندارس خصوصی کمه ولی نسبت به مدارس دولتی زیاده ! )

پاسخ:
ظاهراً مدرسه‌ها همه سرده :)
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

*** *** *** ****** **** ****** ******* *** *****. و دقیقا شهریه های بالاااا و روشن نکردن شوفاژ و باز بودن درای نمازخونه(کلاسمون) رو به حیاط :))) من زنگ زدم مامانم هودیمو از خونه فرستادن :))) چوب شده بودیم🚶‍♀️

 

** *** ****** ****** ********* ** ** ** ********** **** ***** ** ***** ***** ***** **** **** * **** *** ******* ******** **** *** ***** ** ***** ****** ** **** **** ***** *** ******* ** ** **** *** *** *** ** ***** ** ******** **** ***** *** *****

پاسخ:
امروز که یخ بود فردا خدا بزرگه :)))
همه جا داره به نظرم، تقریبا همه‌ی مدارس این شکلی هستن با تفاوتهای بیشتر و کمتر.
یعنی برگشتن به مدرسه خودتون؟ :)

نوعشون متفاوته...مثلا اینجا سوسکیه :)) یهو می بینی عه اینکه سختگیریه. اعتراض کنیم :}

بله بله😌

 

 

چیز...هر جا حس می کنین لازمه ستاره دار بشه بکنیدها...

پاسخ:
آره اتفاقا میخواستم ببینی کامنتو بعد کلش رو ستاره دار کنم با اجازه‌ت که ابرو مدرسه ها بیشتر از این نره :)))

راحت باشید :)

 

خوبین؟

پاسخ:
قلب 💓

اینو که من باید از تو بپرسم دختر :) به فکرت بودم این چند وقت، کامنت هات رو هم که نابود کردی معلوم نیست از کدوم در باید وارد شیم

باشه، ولی جواب ندادین الان سوال منو :)

 

نمی دونم. معلق بین خوب و بد...

زشته به خدا دم در.

پاسخ:
من که شکر خدا خوبم الحمدلله.
می‌فهمم من دقیقا یه زمانی بود که خیلی حال عجیبی داشتم مثلا وقتی سوم بودم (ینی یازدهم) همین معلق بودنی که میگی
خلاصه من خوشحال میشم کمکی از دستم بر میومد انجام بدم ریحانه زیبا 💓 

دلم یکم برا اونجا تنگ شده بود که خداروشکر این پستت مرتفعش کرد :))) 

پاسخ:
دیوونه ای بابا :) دلتنگی نداره :))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">