پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

از رنجی که می‌بریم

دوشنبه, ۳ آبان ۱۴۰۰، ۰۹:۳۶ ق.ظ

متأسفانه اولین نقطه‌ای که اضطراب در بدنم هدف می‌گیرد اشتها و وزنم است. خیلی هم ناخودآگاه است یعنی یکهو به خودم می‌آیم می‌بینم لاغر شدم. شاید فکر کنید خیلی خوب است و توفیق اجباری ست ولی باید بگویم از چاق شدن بدتر است. خانم آل در تشخیص وزن و اینها خیلی دقیق است. مثلا یک کیلو لاغر شده باشی یکهو می‌گوید لاغر شدیاااا! بعد هم دعوایم می‌کند و اینطوری نسخه می‌پیچد: هر روز آب گوشت بخور، هر روز کله پاچه بخور، هر روز برای خودت خوراک قارچ و پنیر درست کن و بخور :) البته می‌خواستم بگویم اگر شما آن قسمت از بار پیش دانشگاهی که روی دوش بنده ست را بر می‌دارید، ما برویم خوراک قارچ و پنیرمان را درست کنیم شاید کمی تپل شدیم.

  • ۰۰/۰۸/۰۳
  • سایه

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">