از رنجی که میبریم
دوشنبه, ۳ آبان ۱۴۰۰، ۰۹:۳۶ ق.ظ
متأسفانه اولین نقطهای که اضطراب در بدنم هدف میگیرد اشتها و وزنم است. خیلی هم ناخودآگاه است یعنی یکهو به خودم میآیم میبینم لاغر شدم. شاید فکر کنید خیلی خوب است و توفیق اجباری ست ولی باید بگویم از چاق شدن بدتر است. خانم آل در تشخیص وزن و اینها خیلی دقیق است. مثلا یک کیلو لاغر شده باشی یکهو میگوید لاغر شدیاااا! بعد هم دعوایم میکند و اینطوری نسخه میپیچد: هر روز آب گوشت بخور، هر روز کله پاچه بخور، هر روز برای خودت خوراک قارچ و پنیر درست کن و بخور :) البته میخواستم بگویم اگر شما آن قسمت از بار پیش دانشگاهی که روی دوش بنده ست را بر میدارید، ما برویم خوراک قارچ و پنیرمان را درست کنیم شاید کمی تپل شدیم.
- ۰۰/۰۸/۰۳