پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

پناه

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

این وبلاگ، ادامه ی چهارسال نوشتن در وبلاگ ایهام است. شهریور 94 اولین نوشته را منتشر کرده ام و حال 7 سال از آن روز ها می گذرد.
•اینجا خبر خاصی نیست. برای دنبال شدن، دنبال نفرمایید.

mirror, mirror, on the wall

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۴۰۰، ۰۲:۱۵ ب.ظ

گاهی دوست دارم لایه لایه شخصیت بعضی آدم ها را - مثل وقتی یک جراح لایه لایه پوست را می برد تا به اندام مورد نظر برسد - بشکافم. دوست دارم وارد ذهنشان شوم و واقعا ببینم در مورد مسائل مختلف چه فکری می کنند. دوست دارم بروم در مغزشان بنشینم و به نحوه ی عملکرد نیمکره های مختلف راست و چپشان زل بزنم. و این ماجرا در عین حال که واقعا برایم جذاب است گاهی هم روی مخم می رود. چون همیشه هم نمی توانی هر کسی را بشناسی. بخاطر حد و حدود روابط - مثلا کاری یا درسی ، جنسیت یا عدم دسترسی ات به آن آدم.

اما اگر خدا به من اجازه می داد وارد ذهن بنده هایش شوم، قطعا یکی از اولین گزینه هایم وبلاگ نویس ها بودند.

  • ۰۰/۰۳/۱۱
  • سایه

نظرات (۱)

  • °○ ‌‌‌‌‌‌‌‌نرگس
  • اعلام موافقت با تمام کلمات پست. ممنون از برنامه‌ی آموزنده‌تون.

    پاسخ:
    خواهش می کنم من متعلق به همه مردم ایرانم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">